زمان، زمانِ دیپلماسی است!

زمان، زمانِ دیپلماسی است؛ این جمله ای است که هایکو ماس طی سفر اخیر خود به تهران در مصاحبه ها و صفحات مجازی مربوط به وزارت خارجه آلمان بارها تکرار و بر آن تأکید داشت. واقعیت این است که در شرایط حاضر دیپلماسی تنها نقشی است که آلمان می تواند جهت حفظ توافق هسته ای و کاهش تنش میان ایران و امریکا بر عهده گیرد.

زمان، زمانِ دیپلماسی است!

فولکر پرتس، رئیس بنیاد علم و سیاست در برلین، مشاور نهاد صدراعظم در امور سیاست و بین الملل و عضو تیم مذاکره کننده آلمان در جریان توافق هسته ای با ایران، در یک مصاحبه با شبکه بایرن، برآیند سفر هایکو ماس به تهران را این گونه توصیف کرد: سفر وزیر خارجه آلمان به ایران اقدامی صحیح بود، سفر شینزو آبه نخست وزیر ژاپن مهم تر، نجات برجام پیچیده و وضعیت منطقه کاملا خطرناک است.

آلمان؛ برای اروپا بسیار بزرگ، برای جهان بسیار کوچک!

ایران طی چند دهه گذشته، حتی قبل از انقلاب اسلامی نیز بارها در حوادث مختلف حساب ویژه ای روی آلمان ها کرده است. اما در مقابل، مقامات برلین اغلب خود را فاقد ابزار کافی و مناسب برای نقش آفرینی در منطقه همیشه بحرانی خاورمیانه و در موضوعات مربوط به ایران می دانند. هنری کیسینجر وزیر خارجه سابق امریکا چند سال قبل در یکی از سخنرانی های خود آلمان را چنین توصیف کرده بود: برای اروپا بسیار بزرگ، اما برای جهان بسیار کوچک!. به نظر می رسد این تعبیر همچنان برای جایگاه آلمان در سیاست بین الملل صادق است.

از دهه 1990 به بعد آلمان سعی داشت نقش خود را از دیپلماسی دسته چکی و یک قدرت اقتصادی صادراتی (در سایه اتحادهای فراآتلانتیکی، ناتو و اروپایی و همچنین گروه های بین المللی مانند هفت کشور صنعتی) به یک بازیگر مهم و تأثیرگذار در سیاست خارجی و امنیتی بین المللی گسترش دهد. این رویکرد از کنفرانس امنیتی مونیخ در سال 2014 جایی که یوآخیم گائوک، رئیس جمهور فدرال آلمان از مسئولیت بیشتر در عرصه بین الملل سخن گفت، بیش از پیش تقویت شد. اما امروز و در سال 2019، تقریبا پنج سال پس از این سخنرانی، اگر بخواهیم مسئولیت بیشتر و یا نقش موثرتر آلمان در عرصه بین المللی را بررسی کنیم، اهمیت آلمان را می توان تنها در کنار ائتلاف اروپایی، ناتو و فراآتلانتیک جستجو کرد. دلایل متعددی وجود دارند که نشان می دهند، آلمان همچنان برای تأثیرگذاری در مسائل مهم جهانی امکانات و ابزارات کافی در اختیار ندارد و ترجیحا اقدامات خود را در چارچوب چندجانبه گرایی دنبال می کند.

دیپلماسی غربی منهای فراآتلانتیک

اما این چندجانبه گرایی برای آلمان در دوران سرد روابط یورو-آتلانتیک می تواند به چندجانبه گرایی اروپایی محور محدود گردد. انتخاب برلین به عنوان 39مین مقصد سفر خارجی مایک پمپئو به خوبی حاکی از سردی روابط میان آلمان و امریکا است. دونالد ترامپ پس از روی کار آمدن در امریکا روابط خود با همتایان اروپایی را نیز تا سطح قابل توجهی کاهش داد. آلمان و صدراعظم آن آنگلا مرکل به دلیل رویکرد انتقادی نسبت به ترامپ، بیش از سایر کشورهای اروپا مورد غضب رئیس جمهور امریکا قرار گرفتند. از سال 2017 تا کنون این دو کشور در زمینه های متعددی دچار اختلاف نظرهای شدیدی شده اند. یکی از آنها توافق هسته ای ایران است که در نهایت منجر به خروج امریکا از این توافق شد.

در بین سه کشور اروپایی و امضاء کننده سند برجام، آلمان در مقایسه با فرانسه و بریتانیا به دلیل عدم حضور در بین پنج کشور عضو ثابت شورای امنیت سازمان ملل به مراتب امکانات کمتری برای نقش آفرینی در سیاست بین الملل را بر عهده دارد. علاوه بر عرصه بین المللی، چالش دیگر آلمان - با توجه به نظام پارلمانی آن - نظام تصمیم گیری و تصمیم سازی داخلی این کشور در سیاست خارجی و امنیت بین المللی است، جایی که گاهی اوقات تضاد و اختلاف نظر شدیدی بین احزاب و حتی ائتلاف حاکم یا کابینه این کشور وجود دارد.

علیرغم اختلاف نظرهایی که در بین احزاب آلمان در خصوص رفتار با ایران وجود دارد، اغلب احزاب و سیاستمداران در حفظ برجام کاملا نظر مثبت و سازنده ای دارند. تنها در بین احزاب محافظه کار مسیحی و لیبرال دموکرات ها تا اندازه ای اختلاف نظر وجود دارد و آن هم به پیشینه و ساختار این گروه ها برمی گردد. این دو جریان اصطلاحا در آلمان احزاب اقتصادی خوانده می شوند و روابط عمیقی با فراآتلانتیک دارند. طبیعی است که در برخورد با ایران اولویت آنها ابتدا منافع اقتصادی و بعد منافع مشترک فراآتلانتیکی می باشد. در مقابل سوسیال دموکرات ها، حزب چپ ها و سبزها بدون تردید از این توافق حمایت می کنند. به هر جهت تمامی طرفین آلمانی را می توان موافق سفر هایکو ماس به ایران در نظر گرفت.

بسیار دیر، بسیار کم!

بسیاری از صاحب نظران در آلمان قبل از سفر هایکو ماس به ایران، این اقدام را دیر و بی نتیجه قلمداد کردند. مجله اشپیگل در طی یادداشتی نتایج سفر ماس به تهران را بسیار دیر و بسیار کم توصیف کرد. اصطلاحی که در زبان فارسی می تواند نوش دارو پس از مرگ سهراب تعبیر گردد. هایکو ماس 15 ماه است که به عنوان وزیر خارجه آلمان فعالیت می کند. در مجموع تا قبل از این سفر حدودا دو سال و نیم بود که هیچ وزیری از آلمان در ایران حضور پیدا نکرده بود. و بیش از یک سال است که از خروج امریکا از برجام می گذرد. هر چند در این فاصله کانال های مصاحبه و دیدارهای دوجانبه بین طرف های ایرانی و آلمانی فعال بودند، اما برای کشوری که از نظر ایران نقش سازنده تری در روند دستیابی به توافق هسته ای بر عهده داشت، انتظار می رفت دست کم برای دل گرم کردن طرف های ایرانی از طریق این گونه دیدارها فعالیت بیشتری را از خود نشان دهد.

در هر صورت سفر هایکو ماس به اصرار برخی از سیاستمدران و احزاب آلمانی و احتمالا پیشنهاد طرف های ایرانی انجام شد. اما قبل از این سفر به طور گویا و مشخص دو مسئله مهم از سوی تصمیم سازان در آلمان مطرح شده بود؛ اول این که آلمان در حفظ توافق هسته ای مانند سایر کشورها در مقابل امریکا ابزار و امکانات موثری ندارد و تنها به تلاش های چندجانبه خود با سایر طرفین بسنده می کند. از طرف دیگر آلمانی ها اخیرا ایران را به مذاکره مستقیم با امریکا توصیه کردند. و دوم اینکه در اختلاف بین ایران و امریکا جایگاه آلمان از نقش یک میانجیگر بسیار پایین تر است. رئیس جمهور امریکا در شرایط کنونی ترجیح می دهد، حتی اگر مصاحبه و میانجی گری صورت می گیرد، متحدان اروپایی او در آن دخیل نباشند. اما علیرغم همه توصیفات و اختلاف نظرهایی که ایران با شرکای بین المللی خود نظیر آلمان دارد، وجود چنین دیدارها و مصاحبههایی خارج از موضوع برجام نیز موثر و نیازمند است. بنابراین تلاش آلمان در کنار سایر کشورها جهت کاهش تنش میان ایران و امریکا می تواند مفید باشد.

پژوهش گر مسائل اروپا

311 50

منبع: خبرآنلاین

به "زمان، زمانِ دیپلماسی است!" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "زمان، زمانِ دیپلماسی است!"

نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید