انقلاب، نردبان نیست

به گزارش تور فرانسه ارزان، مصلحت جزو معدود فیلم های گفتمان ساز در جشنواره سال جاری است و با پیش کشیدن یک مفهوم مهم و دوگانه عدالت - مصلحت، فضا را به سوی گفت وگو درباره این مساله مهم اجتماعی می برد. بیش و پیش از آن که بخواهیم درباره فرم و کارگردانی روان فیلم و روایت جسورانه اش سخن بگوییم، این گفتمان ساز بودن را باید مهم بدانیم، آن هم در این جشنواره که خالی از فیلم های مهم و جریان ساز است. با این همه اما مصلحت برای حسین دارابی که نخستین تجربه کارگردانی سینمایی اش را تجربه می کرد، یک موفقیت به حساب می آید و هرچند با اثری طرف هستیم که درباره مفاهیمی حساس سخن می گوید و نظرات متفاوتی درباره نگاهش به موضوع وجود دارد، اما به هرحال محصول مشترک حوزه هنری و سازمان اوج، اثری قابل دفاع است و یک نقد درون گفتمان جدی به حساب می آید. به بهانه اکران این فیلم با حسین دارابی، کارگردان آن به گفت وگو نشستیم.

انقلاب، نردبان نیست

در نخستین فیلم سینمایی تان سراغ مفهومی رفته اید که بسیار مهم است و البته بسیار حساس. نگران نبودید که به تصویر کشیدن این مساله در نخستین تجربه کارگردانی بلند و دور ماندن از محافظه کاری و کلیشه های رایج، کارتان را سخت کند؟

مساله دوگانه عدالت - مصلحت از مفاهیمی است که همیشه در تاریخ، محل گفت و گو و نظرات مختلف بوده و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هم ماجرا در سطحی بالاتر وجود داشته و همیشه هم درباره آن صحبت شده است. خیلی وقت ها اتفاقاتی افتاده که تلقی های نادرستی از مصلحت اتفاق افتاده که بیشتر منفعت طلبانه و برای انتفاع و سود شخصی به کار گرفته شده، از طرفی هم قرائت هایی که از عدالت وجود داشته، مورد مناقشه اندیشمندان و مردم بوده است. خب من هم در همین جامعه زیست می کنم و این مساله ها را به چشم می بینم. و سال هاست که این موضوع دغدغه من هم بوده و به خصوص در سال های اخیر که کمی هم شرایط جامعه، مردم را بیشتر متوجه چنین مفاهیمی می نماید، تصمیم گرفتم که سراغ چنین ایده ای برای فیلم اول خودم بروم و کوشش کردم مصلحت طوری از آب دربیاید که مردم با تماشای فیلم به برداشتی درست از این موضوع برسند و اجازه سوء برداشت از این موضوع را هم به حداقل برسانیم.

خیلی وقت ها آثاری که می خواهد حرف جدی ای بزند، از مساله فرم غافل می گردد و همین موضوع هم باعث می گردد که مخاطب عام رغبتی به تماشای این نوع کارها نداشته باشد. اما در مصلحت ما می بینیم که تکنیک و فرم کاملا قابل دفاع بوده و کار سروشکل سینمایی جدی ای دارد. آنچنان که برای یک کارگردان کار اولی، کاملا موفقیت آمیز به حساب می آید. نسبت فرم و محتوا در مصلحت برای تان چطور بود؟

هر چند محتوای فیلم برای من و گروه سازنده بسیار حائز اهمیت بود اما از ابتدا هم تمام تمرکزمان را بر این گذاشتیم که در وهله اول یک فیلم سینمایی بسازیم که داستان استانداردی داشته باشد، درام قابل قبولی داشته باشد، قاب های خوبی به مخاطب نشان بدهد و بازی های استانداردی هم به تصویر بکشد. البته طبیعتا با محدودیت هایی روبرو بودیم، اما بی تردید دغدغه اول من این بود که به یک فرم استاندارد دست پیدا کنیم که اولا سینما باشد و بعد هم به مفهوم مورد نظر خود به طور درست اشاره کند. ببینید کلا اگر کسی دقت کافی به مساله فرم نداشته باشد، اشتباه مهلکی نموده، حال می خواهد مسؤولی باشد که با ساختن چنین کارهایی موافقت می نماید، یا هنرمندی که می خواهد ترکیب عوامل را بچیند. اگر فرم سینمایی اثر فدای محتوا گردد، هر دوی این مسائل لطمه می بینند، دوره حرف های گل درشت، بدون رعایت استانداردهای سینمایی گذشته و باید به طور جدی فرم و استاندارد سینما را در کارهای مان لحاظ کنیم. ما هم کوشش مان را نموده ایم که امیدواریم خوب از آب درآمده باشد.

این که کار اول تان بود، حساسیت های شما را در انتخاب عوامل بیشتر نکرد؟

به هرحال کار اول، حساسیت های خاص خودش را دارد و من هم نگران عواملی بودم که قرار است جلوی دوربین و پشت دوربین در کنار هم قرار بگیرند. اما حضور گروه بازیگرانی که سابقه های جدید در تئاتر داشتند و علاوه بر توانمندی، پر از انگیزه و انرژی بودند، واقعا حال مان را خوب می کرد و الان هم که فیلم به طور کامل ساخته شده، فکر می کنم بسیار به یاری فیلم آمده اند. در کنار آنها کسی مثل روزبه رایگا که قاب های درجه یکی در فیلم بست و البته بازیگرانی که قدری باتجربه تر بودند مثل خانم فراهانی، آقای قائمیان و... به نظرم خیلی خوب ظاهر شده اند.

در موضوع عدالت، نظرات مختلفی وجود داشته و در سال های اخیر هم نگاه های تازه و بعضا رادیکالی در این فضا به وجود آمده است. شما نسبت به این نگاه های تازه چه نظری دارید و نسبت عدالتخواهی فیلم تان با عدالتخواهان این روزها چیست؟

راستش این است که خیلی شناختی به قشری که مدنظر شماست، ندارم و اساسا در فضای مجازی حضور پررنگی ندارم که بخواهم نظرات آنها را دنبال کنم. اما کوشش کردم در فیلم همه حرفم را بزنم و راه درست مطالبه و عدالتخواهی را به تصویر بکشم. به نظرم خود شما می توانید میزان شباهت یا افتراق میان راه و روش فیلم و عدالتخواهان را آنالیز کنید. اما اجازه بدهید این نکته را بگویم که حرف اصلی مصلحت درباره عدالت است. عدالت هم موضوعی است که این روزها بسیار در میان مردم درباره آن صحبت می گردد و حتی رهبر انقلاب هم مکرر فرموده اند که در حوزه عدالت اجتماعی احتیاج به کوشش بیشتر داشته ایم. حالا خوب است که درباره این موضوع که مساله روز مردم و حرف دل توده های جامعه است، حرفی نزنیم؟ خب اگر درباره مسائل مردم روی پرده سینما سخن گفته نگردد، پس فایده سینما چیست؟ بله می گردد هیچ حرف مهمی نزد، یک کار معمولی بی دغدغه ساخت و فشارهای فرامتنی ای را تحمل نکرد، ولی این ماموریت هنر متعهد نیست. ما قرار است فرم را به استخدام محتوای متعالی درآوریم و هرچند که کار سختی است، ولی باید از پس آن برآییم. چیزی که هنر را ماندگار می نماید، این است که درباره بنیان ها سخن بگوید. درباره فطرت های انسانی صحبت کند و هر چقدر بتواند مفاهیم متعالی چون عدالت را دور از مصداق ها بیان کند و به خود این مفهوم به عنوان یکی از متعالی ترین ارزش های اجتماعی بپردازد، می تواند ماندگارتر گردد و تاریخ مصرف نداشته باشد. برای همین هم به سهم خودمان کوشش کردیم که ورود مصداقی نداشته باشیم و خودمان برای فیلم تاریخ مصرف قرار ندهیم. عدالت مساله ای نیست که تاریخ مصرف داشته، ولی ورود به مصادیق می توانست چنین آسیبی داشته باشد.

اصل نقدتان در مصلحت به کدام قشر است؟

در وهله اول مسؤولان.

از نقد مسؤولان نترسیدید؟

نقد متفاوت از تحقیر و تخریب است. نقطه افتراق مصلحت با بسیاری از آثار سال های اخیر سینما هم همین جاست. ما کژی و مشکل را نشان دادیم. بی پروا هم نشان دادیم. اما در مجموع فیلم، دیدیم که آینده روشن است و این اشکالات قابل اصلاح هستند. انتقاد ما مرز روشنی با نقدها بی انصافانه و اپوزیسیونیستی بعضی ها دارد.

آخر خیلی وقت ها تاب و تحمل نقد در میان بعضی مسؤولان هم کم شده.

متاسفانه نکته شما درست است. شما می بینید گاهی اوقات نقل قول هایی از بزرگان انقلاب اسلامی مانند شهید بهشتی می شنویم که اگر صدای ایشان یا نام ایشان را نبینیم، باور نمی کنیم که یکی از مسؤولان ارشد جمهوری اسلامی ایران و یکی از چهره های مهم پیروزی انقلاب چنین سخنانی گفته باشد. اما بعضی مسؤولان حتی همین صحبت ها را هم تاب نمی آورند و به مصلحت نمی دانند. واقعا عجیب نیست؟

اتفاقا ما از این قشر هم در فیلم شما می بینیم!

ما در فیلم از کسانی حرف می زنیم که انقلاب را یک نردبان می بینند و باور قلبی به ارزش های انقلاب اسلامی ندارند. این مدل آدم ها مگر تاریخ مصرف دارند؟ زمان امیرالمؤمنین و پیامبر اکرم هم بودند، 40 سال پیش هم بودند، امروز هم هستند.

کمی هم درباره فرم فیلم صحبت کنیم. بعضی ها کارگردانی شما را نسبت به فیلمنامه جلوتر می دانند اما با توجه به این که فیلم تان مربوط به 40 سال قبل است، بعضی قاب ها و کلیشه هایی در فیلم می بینیم که انگار در استفاده از آنها تعمد داشته اید.

من از بعضی کلیشه های رایج در سینما اصلا بدم نمی آید و تصور می کنم که اتفاقا به جذابیت های فیلم یاری بسیاری می نماید. برای همین هم پلان هایی در فیلم هست که منطبق بر همین کلیشه هاست. مثلا جایی از فیلم برای تغییر صدا از دستمال در دهان استفاده می نمایند که کاملا کلیشه ای است یا در اواخر فیلم ما با دوربینی که از پایین به بالا نگاه می نماید، متوجه قهرمان داستان می شویم. این هم کلیشه ای است اما من این کلیشه ها را دوست دارم و فکر می کنم خیلی وقت ها چنین تصویر هایی برای مردم هم جذابیت دارد. فکر می کنم بعضی استانداردهای ذهنی ما با سینمای رئالی که در سال های اخیر بیشتر از قبل دیده می گردد، منطبق شده، در حالی که در سینمای جهان هم هنوز سینماهایی که اغراق و قاب های مردم پسند داشته باشند کاملا پرمخاطب هستند و استفاده از این چنین کارهایی لزوما غیرسینمایی نیست.

به خاتمه بندی فیلم برسیم که کمی هم محافظه کارانه بود. به نظر می رسد می شد به شکل های دیگری هم برای این فیلم خاتمه بندی متصور بود.

ما ساعت ها درباره خاتمه بندی فیلم با آدم های مختلف حرف زدیم و مدل های مختلف خاتمه بندی را هم آنالیز کردیم. صادقانه می گویم خاتمه بندی مدنظر ما در مصلحت هرچند به قول شما محافظه کارانه به حساب می آید و دست ما برای خاتمه باز و روشنفکرانه فیلم کاملا باز بود، اما دلم می خواهد مخاطبی که به تماشای فیلم می نشیند، آن را دوست داشته باشد و با حال خوب از سینما بیرون برود. می خواهم بگویم که در دوگانه رعایت جنبه هنری و منتقد پسند و جنبه مردمی و مخاطب پسند من دومی را انتخاب کردم و از این انتخاب هم خشنود هستم.

نقطه شروع راستا هنری شما در باشگاه فیلم سوره رقم خورده و آثار کوتاهی مانند علمک و دایو که جوایز بسیاری هم کسب نموده اند. در کنار شما کسانی مثل محمدرضا خردمندان، امیرعباس ربیعی و... هم از این مجموعه سینمایی معرفی شده اند. درست است؟

من خودم را جزو باشگاه فیلم سوره می دانم و به این موضوع افتخار می کنم. و گمان من این است که این مجموعه سینمایی با تمام محدودیت ها توانست باری را از روی زمین بلند کند که تقریبا هیچ کس نتوانسته اقدامی مشابه آن انجام دهد. باشگاه فیلم سوره فیلمساز تربیت می نماید و این فرآیند تربیتی به قدری پیچیده است که سال ها برای ثمر دادن احتیاج به صبر و حوصله دارد. اما خب همین مجموعه تا امروز ده ها اثر کوتاه با جوایز متعدد داخلی و خارجی و چهار پنج کارگردان هنرمند جوان در فضای سینما و تلویزیون کشور تربیت نموده و این بار هم مصلحت که اساسا در باشگاه فیلم سوره متولد شده، تبدیل به اتفاقی شد که به نخستین همکاری مشترک با حوزه هنری و سازمان اوج بدل شد.

به نکته درستی اشاره کردید، این فیلم پیوند دو ارگان مهم هنر انقلاب اسلامی هم هست.

نفس در کنار هم قرار دریافت حوزه هنری و سازمان هنری - رسانه ای اوج یک اتفاق مبارک است. خیلی وقت ها ما از وحدت و همکاری های مشترک در کشور حرف می زنیم، اما این که این اتفاق با تمام مسائل مختلف فرامتنی اش محقق گردد، پیچیدگی های عظیمی دارد که شاید خیلی به چشم نیاید. اما خشنودم که این اتفاق درباره فیلم مصلحت افتاد و این دو ارگان هنرمند انقلابی در کنار هم درباره یک گفتمان جدی عدالتخواهانه قرار دریافتد.

منبع: امید رحمانی - روزنامه نگار / روزنامه خبرنگاران

منبع: جام جم آنلاین
انتشار: 17 اسفند 1399 بروزرسانی: 17 اسفند 1399 گردآورنده: parisro.com شناسه مطلب: 1471

به "انقلاب، نردبان نیست" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "انقلاب، نردبان نیست"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید